تبلیغات
فیلم نگار - داره حالم به هم میخوره...















فیلم نگار

داره حالم به هم میخوره...

سه شنبه 22 بهمن 1387

وای...
باتوم وسینما؟؟؟!
گاز اشک آور؟؟؟!
اصلا دلم نمیخواست پست های ویژه جشنواره 27 این جوری تموم بشه. بذارید داستان رو از اول براتون تعریف کنم.
ساعت سه و نیم با رفقا قرار گذاشتیم بریم بگردیم دنبال سینمایی که "درباره الی" گذاشته باشه که بتونیم ببینیم.



سه سینمای سپیده ، آفریقا و استقلال ساعت خالی داشتند و از بین اینا فقط استقلال بود که فیلم مورد نظر مارو گذاشته بود. عجب صفی بود... عرض 7 یا 8 نفر و طولی که تا درِ خروج سینما میرسید. نیروی انتظامی هم وایساده بود که نظم بده(ارواح عمّش!)
یا علی گفتیم و وایسادیم آخرِ صف. چند لحظه گذشت دیدیم فایده نداره آخه هی جلوی صف قلمبه میشه(از نظر عرضی رشد میکنه!) و ما با این وضعیت عمراً بلیط گیرمون نمیاد. ما هم رفتیم جلو ...
خیلی شلوغ شده بود مسئولای کثافت اون سینما هم بلیط نمیفروختند. گویا اخراجی ها2 یک ساعت دیر رسیده بود و همه فیلمهای بعدی هم با یکساعت تاخیر اکران میشدند(برنامه ریزی رو حال میکنید؟!)
خب وقتی صف شلوغ باشه سروصدا هم زیاد میشه دیگه.
چشمتون روز بد نبینه مأمور ها وقتی دیدند از پس مردم بر نمیان، 15 تا سرباز آوردن و شروع کردن با فحش و  زور صف رو مرتب کردن. وایساده بودیم که یهو حس کردیم تمام صورتمون داره میسوزه. یه لباس شخصیِ حروم زاده بینشون بود که گاز اشک آور(فلفلی) دستش بود و خالی میکرد تو صورت جمعیت!
صدای جیغ و فریاد ملت بلند شد. چه خانمهایی که حالشون بهم نخورد...
بار دوم که اشک آور زد صدای فحش ناموسی ملت به مأمورها بلند شد(ما هم واسشون کم نذاشتیم!).
بار سوم...
بار چهارم...
ما به زور دود سیگاری که بچه ها میکشیدن و آتیش زدن بولتن جشنواره! هر دفعه مقاومت کردیم و از جامون تکون نخوردیم.
دیدن این طوری نمیشه. همون حرومزاده با باطوم افتاد به جون مردم... هم میزد، هم فحش ناموسی میداد...
یه نفر هم داشت با گوشی از این رفتار وحشیانه اونا فیلم میگرفت که گوشیش رو گرفت، کوبید زمین و با پا چند بار لگد کرد!
خلاصه با اون همه نیرو بلاخره تونستن صف رو یکی کنن و آرام. چند نفر رو هم بی دلیل دستگیر کردن!
وقتی صف مرتب شد ما شاید فقط 5 متر با گیشه فاصله داشتیم اما به چند نفر اول بلیط فروختن و فیلم رو در سانس 7.5 نمایش دادن.(احتمالا منظورشون این بود که بقیه پیش فروش شده!!!) بعد گفتن فیلم رو دیگه نمیذاریم! و به دروغ گفتن تهیه کننده فیلم جلوگیری کرده.
گفتن به جاش دوسانس (که یکیش سانس ویژه بود) فیلم مزخرفِ "وقتی همه خوابیم" رو اکران میکنن!!
وقتی مردمی که "درباره الی" رو دیده بودند داشتند از سالن بیرون می اومدن ازشون میپرسیدیم: چطور بود؟
یه سری گفتن خوب و خیلی ها هم گفتند عالی.
اما یه خانمی گفت: خوب بود، ولی ارزش باطوم خوردن نداشت!
با خودم گفتم فیلم نه، ولی حیثیت و شعورمون ارزشش رو داشت که جلوشون وایسیم.
وقتی اون ستوانِ بیسواد میگفت:"خُب فیلم نبینید مگه چی میشه؟"!!!
واقعا آدم میموند به حماقتش بخنده (که شده جیره خوار این بی همه چیز ها) یا از فرط عصبانیت تیکه تیکه ش کنه...
ما اومدیم یه کار فرهنگی بکنیم، ببینید چجوری جوابمون رو دادن.

در آخر هم ساعت11 ، وقتی مسئولای سینما استقلال داشتن با آب میوه مأمورای انتظامی رو بدرقه میکردن(حتما بعنوان تشکر!!!) ما عطایش را به لقایش بخشیدیم و از صف زدیم بیرون.
اینم از تراژدی ما.

حالا ما موندیم و یه بدن آش و لاش و یه قلب شکسته...

واقعاً تا کی میخوایم تحمل کنیم؟ تا وقتی تک تکمون رو بکُشن؟؟؟











فهرست وبلاگ

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

دوستان

پیوندها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها